ثبت وبلاگ در بلاگر فیل تر شد. یعنی این محتوای مطالبت نیست که اگر مصداق چیز خاصی باشد مورد عنایت فیل ترینگ قرار بگیرد. صرف نوشتن مصداق کار بد است. یعنی مهم نیست چه میخواهی بنویسی. اصلا ننویس. اصلا نخواه که بنویسی.
نمایش پستها با برچسب عجب روزگاری شده. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب عجب روزگاری شده. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه
۱۳۸۸ اسفند ۷, جمعه
معلمی شغل انبیاست
یعنی کی باعث شد میهن من به اینجا برسه؟ البته از نظر من خیلی هم عجیب نیست. نباید انتظار میداشتیم چیز فوقالعادهای به دست بیاد. ما رو اولش بدجوری جو گرفته بود. البته ما که نه، یه عده دیگه رو.
موضوع:
تقدس,
عجب روزگاری شده,
مملکته داریم
۱۳۸۸ بهمن ۲۷, سهشنبه
دلایل، انگیزهها و معیارها
1.
استاد: خانم انگیزه شما چیه که میخواین کارشناسی ارشد رو در زمینه تدریس زبان ادامه بدید، نه ادبیات؟
دانشجو: چون شهر ما همینو داره!
2.
استاد: شما آقا! شما چرا میخواین در رشته [...] که هیچ ربطی به رشته فعلیتون نداره ادامه بدید؟
دانشجو: چون پدرم استاد و مدیر گروه اون رشته ست!
3.
استاد: خب بچهها من دو تا منبع برای این درس معرفی می کنم. یکیش کتاب اوریجینال چاپ اون وره، یکیش هم ایران کپی شده. کدوم رو میپسندید!؟
یکی از دانشجوها: خانم دکتر از نظر محتوا چه تفاوتی دارن؟
استاد: _____
استاد: خانم انگیزه شما چیه که میخواین کارشناسی ارشد رو در زمینه تدریس زبان ادامه بدید، نه ادبیات؟
دانشجو: چون شهر ما همینو داره!
2.
استاد: شما آقا! شما چرا میخواین در رشته [...] که هیچ ربطی به رشته فعلیتون نداره ادامه بدید؟
دانشجو: چون پدرم استاد و مدیر گروه اون رشته ست!
3.
استاد: خب بچهها من دو تا منبع برای این درس معرفی می کنم. یکیش کتاب اوریجینال چاپ اون وره، یکیش هم ایران کپی شده. کدوم رو میپسندید!؟
یکی از دانشجوها: خانم دکتر از نظر محتوا چه تفاوتی دارن؟
استاد: _____
موضوع:
اجتماعی,
در شهر,
عجب روزگاری شده,
ملت,
مملکته داریم
۱۳۸۸ دی ۱۹, شنبه
جاسوسیّت
عجب زمونهای بوده ها! مارکوپولو هم جاسوس بوده. دیگه آدم به کی میتونسته اعتماد کنه؟ خب شد دیگه اون زمون نیست.
موضوع:
عجب روزگاری شده,
مملکته داریم
۱۳۸۸ دی ۱۷, پنجشنبه
۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه
شبکه خبر
یکی از بهترین تفریحات من تماشای شبکه خبره. در عرض فقط 5 دقیقه این سه مورد از آنتن این شبکه پخش شد:
1.
گزارشگر دارد با مردی صحبت میکند. پسر جوانی دستش را به شکل V جلوی دوربین گرفته.
2.
گزارشگر: حاج خانم شما به عنوان یه مسلمان وقتی این تصاویر رو دیدین و توهین به مقدسات و حرمت شکنی عاشورا رو مشاهده کردین چه حسی بهتون دست داد؟
پیرزن: والله من ندیدم!
3.
مجری: آقای کارشناس، به نظر شما چرا عاشورا رو انتخاب کردن؟
کارشناس: کار خداست دیگه! خداوند دشمنانش رو از میان احمقها آفریده!
گزارشگر دارد با مردی صحبت میکند. پسر جوانی دستش را به شکل V جلوی دوربین گرفته.
2.
گزارشگر: حاج خانم شما به عنوان یه مسلمان وقتی این تصاویر رو دیدین و توهین به مقدسات و حرمت شکنی عاشورا رو مشاهده کردین چه حسی بهتون دست داد؟
پیرزن: والله من ندیدم!
3.
مجری: آقای کارشناس، به نظر شما چرا عاشورا رو انتخاب کردن؟
کارشناس: کار خداست دیگه! خداوند دشمنانش رو از میان احمقها آفریده!
موضوع:
دنیا,
عجب روزگاری شده,
ملت,
مملکته داریم
۱۳۸۸ دی ۵, شنبه
نیاز
پس از اینکه برنامه ازدواجهای دانشجویی جواب نداد، اومدیم سراغ پروژه ازدواج دانشآموزی. آقا اصلا ریشه همه مسائل کشور همین نیاز جنسیه که به عنوان یکی از نیاز های اصلی هر موجود باید بهش پاسخ داد. من نمی فهمم این کارشناسان مترقی، با این شعور خارج از حد تصور و این اندیشه متعالیشون تا الان کجا بودن؟ اصلا ما چرا زودتر از این به فکر مدیریت جهان نیافتادیم؟ چه بسا جلوی بسیاری از جنگها گرفته می شد. مثلا همین جنگ جهانی دوم، تا هیتلر زن گرفت و فرداش خودکشی کرد، زودی تموم شد. قطعا مشکل تجرد هیتلر بوده. با رفع نیاز جنسیش هم، که فقط از طریق مشروع ارضا شده، دیگه نیاز دیگهای براش نمونده و ماجرا تموم شده. اصلا نیاز جنسی یکی از نیازهای اصلی انسان نیست، تنها نیاز انسانه.
موضوع:
دنیا,
عجب روزگاری شده,
ملت,
مملکته داریم
۱۳۸۸ آذر ۲۷, جمعه
کپنهاگ

امریکا حاضر نیست تولید گازهای گلخانهای را بیش از 4 درصد کاهش دهد. ژاپن و استرالیا 25 درصد، اندونزی 26 درصد و اروپا گفته اگر بقیه رعایت کنن ما هم 30 درصد کاهش خواهیم داد وگرنه هیچی!
میریم که زمین رو آتیش بزنیم. به حول و قوه الهی البته.
موضوع:
دنیا,
عجب روزگاری شده
۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه
ما زورمان زیاد است
زمانی بود که اساتید دانشگاه فرهیختگان جامعه تصور میشدند. الان یه کوچولو فرق کرده! دانشجویی با استاد دچار مشکل میشود. موضوع سوءتفاهم است. برداشتی اشتباه از حرفی ساده. استاد یک بیمار روانی است و شکی در این نیست .هر جلسه با کسی مشکل دارد و از کلاس بیرونش میکند و تا طرف را ترور شخصیتی نکرده دست بردار نیست. دروغ پشت دروغ پشت سر طرف. دانشجوی نگونبخت به گروه آموزشی مراجعه میکند تا بلکه مدیر گروه وساطت کند. این پاسخ را میشنود: "باید هرچه شد بپذیری. اگر اصرار بر بیگناهی خود کنی ماجرا را دامن میزنیم. پای دکتر م. (که یک گردن کلفت با تحصیلات عالیه است) را به ماجرا باز میکنیم. پدرت را درمیآوریم. خودت با زبان خوش پروندهات را بگیر و از این دانشگاه برو!"
اشتراک در:
پستها (Atom)

