‏نمایش پست‌ها با برچسب نغمه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نغمه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷ آذر ۲۶, سه‌شنبه

شب انتظار (یغما گلروئی)

شب انتظار من خالی از حسرت و امیده
خیلی وقته که ترانه حتی خوابتو ندیده
شهر جادویی چشمات قرق هزار تا غوله
من پریدن حصارم تو صدای گلوله
اما دور از تو ساده نیست نفس کشیدن
پایان عمر این صداست تو رو ندیدن
تو عزیزی مثل یه هوای تازه
شب با چشمای تو کهکشون می‌سازه
رو همه دقیقه‌ها غبار اسم تو نشسته
بی تو این بغض قدیمی توی حنجره‌م شکسته
تو نگاه سرد تو شعله برق یه گناهه
عمریه که از سکوتت روزگار من سیاهه
اما دور از تو ساده نیست نفس کشیدن
پایان عمر این صداست تو رو ندیدن
تو عزیزی مث یه هوای تازه
شب با چشما تو کهکشون می‌سازه

۱۳۸۷ آبان ۱۶, پنجشنبه

Broken Wings

Chris de Burgh
From the album “At the end of a perfect day”
1977

These broken wings can take me no further,
I'm lost, and out at sea,
I thought these wings would hold me forever,
And on to eternity,
And far away I can hear your voice,
I can hear it in the silence of the morning,
But these broken wings have let me down,
They can't even carry me home.

In broken dreams that keep me from sleeping,
I remember all the things I said,
Well I've broken all the promises,
I said I would be keeping,
They're gone, like leaves they fell,
For it's so hard when you're far away,
All I needed was a shoulder I could cry on,
Now these broken dreams have woken me,
My love, will you carry me home.

Or will you treat me like some traveler,
On a dark and lonely road,
Who sees a light and a woman who will give him love,
Oh and just when she reaches the part,
When she's supposed to comfort his broken heart,
She turns away, and sends him travelling on, on,

Oh when I left I believed that nothing would go wrong,
I thought the whole world would be waiting for my story,
Take me back, my love, I need you now,
Come back and carry me home,
Take me back and heal theses broken wings,
Come back and carry me home.

۱۳۸۷ آبان ۱۵, چهارشنبه

قاصدک (مهدی اخوان ثالث)

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما، ‌اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری، باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب
قاصدک، هان، ولی... آخر... ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم، خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند
--------------------------------
*این را با صدای شجریان و سنتور مشکاتیان نشنوید لطفی ندارد.

۱۳۸۷ آبان ۱۴, سه‌شنبه

روزمرگی

خوشبختی یعنی یه مرد خیکی
حساب بانکی، ماشین مشکی

ازدواج شکل یه زن چاقه
دسپخت عالی، جهیزیه کامل

خانواده یعنی چند تا بچه لوس
آخر هفته، جاده چالوس

عشق یعنی دختر شریک بابا
عروسی که کردی بیا سهمتو وردار

موفقیت یعنی قبولی تو کنکور
رفتن به کانادا با رشوه و پول

اینه معنیه روزمرگی
گم شدیم تو پیچ و خم زندگی

۱۳۸۷ مهر ۲۹, دوشنبه

عصا (حسین صفا)

اگه شکسته پای من
گریه نکن عصای من
هر چی شکسته بنویس
به پای گریه های من

اگه تمومه طاقتت
نمونده روز راحتت
نگاه با صداقتت
غنیمته برای من

آینه و شمعدون نمی خوام
من لب خندون نمی خوام
هرچی که خنده ست واسه تو
هر چی غمه برای من

بخند و از خنده بگو
از غم بازنده بگو
عمر بزرگوارت‌و
تلف نکن به پای من

عشق منو می خوای چی کار
عذر و بهونه کم بیار
دوست ندارم که عاقبت
تو بشکنی به جای من

۱۳۸۷ مهر ۱۳, شنبه

قیژک کولی (دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی)

رنگ در رنگ و به هر رنگ هزارانش طیف
نغمه در نغمه و هر نغمه به یاد یاران
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
راست در پرده اندوه و مقام باران
می زند بی که نگاهی فکند بر چپ و راست
رفته از دست و در افتاده ز مستی از پای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
رعد را عربده بگسسته
ولی پیوسته قیژک کولی
در همهمه ای هایاهای هایاهای
قیژک کولی کوک است در این تنگی عصر
پرده دیگر مکن و راه مگردان کولی
هم مگر همره این زخمه تند تو کنم
دلی از گریه سبکبار در این تنگ غروب