۱۳۸۸ شهریور ۲۱, شنبه
۱۳۸۸ شهریور ۱۶, دوشنبه
دارم نگاهش میکنم
دارم نگاهش میکنم. روی اولین پله نشسته. دارد ناخن انگشت وسط دست چپش را میجود. دارم نگاهش میکنم. آسیمگی از نگاهش میریزد. منتظر است به طرفش بروم. اما من قدم از قدم برنمیدارم. دارم نگاهش میکنم. میآیند. جلویش میایستند. دستهایش را نگاه میکنند. دارم نگاهش میکنم. میبرندش به نمیدانم کجا. دارم نگاهش میکنم.
۱۳۸۸ شهریور ۱۳, جمعه
۱۳۸۸ شهریور ۱۰, سهشنبه
به شکوفهها، به باران، برسان سلام ما را
_ دنیای اقتصاد
۱۳۸۸ شهریور ۷, شنبه
به نام خدا، من فوتبال را دوست دارم!
اگر دی روز کسی به من میگفت که فردا برای تماشای بازی فوتبال به استادیوم می روم! و آنقدر داد میزنم که صدایم بگیرد! و از همه مهمتر لذت هم میبرم، بدون شک با بدترین برخورد من طرف میبود. ولی در این صورت الان شرمندهاش بودم! آخر راست میگفت!
۱۳۸۸ شهریور ۳, سهشنبه
حواست هست؟ (سعید عقیقی)
وقتی حواست نیست زیباترینی.
وقتی حواست هست فقط زیبایی.
حالا حواست هست!؟
وقتی حواست هست فقط زیبایی.
حالا حواست هست!؟
موضوع:
سعید عقیقی,
شعر دیگران
۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه
۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه
۱۳۸۸ خرداد ۲۶, سهشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)




