۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

مصلحت

چرا بقیه صلاح آدم رو بهتر می‌دونن؟ اصلا بهتر می‌دونن؟ نه، اصلا می‌دونن؟

smoking

این عزیزان دارند به ممنوعیت مصرف دخانیات در دانشگاه‌شون اعتراض می فرمایند.

۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

کودکانه

موج خون

من سالها با کارهای استاد زندگی کردم، ولی از وقتی داره کاراشو زیرزمینی منتشر می‌کنه دیگه اصلا...

وقتی که می‌گه: ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون...

اصلا خودتون گوش کنید.

فیلمی

چقدر این روزا دارم پست فیلمی می‌ذارم!

پایان تلخ یا تلخی بی‌پایان؟

من این فیلم رو بعد از چند ماه تازه دیدم :دی چیه خب، نتونسته بودم! ولی دلیل نمی شه نظرمو نگم. محشر بود. دو مورد خاص رو من خیلی دوست دارم در این فیلم. یکی یه جمله‌ست: "یه پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایانه." یکی هم موسیقی نداشته‌ش.
اصلا کارهای فرهادی همیشه محشرن. یادمه اولین فیلمی که ازش دیدم شهر زیبا بود. فکر کن روز بعدش رفتم سربازی!

نمایش

داشتم فکر می‎کردم چقدر از تئاتر خیابانی بدم می‌آد.

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

محکمه (یغما گلروئی)

شاکی روزگار منم، تموم این شهر متهم
یه حادثه چند ساعته با من می‌آد قدم قدم
زخما دهن وا می‌کنن، وقتی دل از دشنه پره
دست من‌و بگیر که پام رو خون عشقم می‌سره
بگو که از کدوم طرف می‌شه به آرامش رسید
وقتی تو چشم هر کسی برق فریب‌و می‌شه دید
راه ضیافت‌و به من دستای کی نشون می‌ده
وقتی که حتی گل سرخ این روزا بوی خون می‌ده
وقتی زندگی با چاقو قسمت می‌شه
وقتی رفاقتا خیانت می‌شه
محکمه‌تو تو خیابون بر پا کن
وقتی که عشق همرنگ نفرت می‌شه
تمرین مرگ می‌کنم تو گود این پیاده‌رو
یه چیزی انگار گم شده توی نگاه من و تو
دارم به داشتن یه زخم تو سینه عادت می‌کنم
دارم شبام‌و با تن یه مرده قسمت می‌کنم

That

I never understand why Kay had to die and I got to live. There is no reason for it I guess. That's just that. Nobody understands that.


۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

سون (رسول یونان)

گويده دايانا بيلمز
آتيلميش قورشون
جئيران آز سونرا اوله جك
آز سونرا
بيته جك بير ناغيل
بيته جك بير رويا
بيته جك بو شيعر!

ترجمه (احمد پوری):

پایان

گلوله ای که شلیک شده
نمی تواند در فضا متوقف شود
کمی بعد
آهو می میرد
کمی بعد
یک قصه
یک رویا به پایان می رسد
و تمام می شود این شعر