۱۳۸۸ مهر ۷, سه‌شنبه

عرق

داشتم با خودم فکر می‌کردم در جایی از این دنیا عده‌ای عرق می‌ریزن و وضعشون اینه و در جایی دیگه عده‌ای عرق می‌خورن و وضعشون اونه. به نظرم اشکال در نوع عرق یا شایدم در شکل ریختن و خوردنشه.

۱۳۸۸ مهر ۶, دوشنبه

دست‌فروش

این را که دیدم مدتی منگ بودم. عنوان مناسبی برایش پیدا نکردم. همینطور چیزی نوشتم. :(

۱۳۸۸ مهر ۵, یکشنبه

تعلق

۱۳۸۸ مهر ۴, شنبه

می‌ترسم

ترسم نیست بی‌تردید از جاده، از سایه
تاریک تاریکم، من از من می‌ترسم
من از سایه‌های شب بی‌رفیقی
من از نارفیقانه بودن می‌ترسم

۱۳۸۸ مهر ۳, جمعه

برای پرویز مشکاتیان

رفت و دیگر نه بر قفاش نگاه
دلی از ما ولی خراب ببرد

خبر درگذشت پرویز مشکاتیان را در بهت و اندوهی سخت شنیدم. هنوز باور ندارم که ما را تنها گذاشته است. پرویز مشکاتیان برای روزگار ما نغمه‌های بسیار پرداخت و یاد آن سال‌ها را با هنر خود در حافظه ما ثبت کرد.
موسیقی او در فراز و نشیب روزگار همراه ما بود، با محنت ما گریست، با شادی‌های ما شادی ‌و با شور و امید ما همدلی کرد. در آثار او صدای قلبی را می‌توان شنید که برای وطن و آزادی می‌تپد. کمتر هنرمندی را توان آن است که رنج‌ها و آرزوهای مردمش را در هنر خویش بازتاباند و ترجمه‌ی صادق و راستین زمانه خود باشد.
پرویز یکی از این اندک‌شماران است، موسیقی‌دانی که ذوق تصنیف‌سازیش، مهارت گروه‌نوازیش، لطافت شاعرانه‌اش و تعهدش به آرمان‌های مردم، خاطره او را در هنر ایران زمین ماندگار خواهد ساخت. من مرگ هنرمندی چنین را باور ندارم.
پرویز مشکاتیان در قلب و ذهن ما زنده است.

محمد‌رضا شجریان
اول مهرماه 88 - آمستردام

۱۳۸۸ مهر ۲, پنجشنبه

مهر

فصلی با بوی خوش و آشنای کلاس و مداد و مدادتراش، دهقان فداکار، تصمیم کبری، پطرس با انگشتش، بوی جریمه های نانوشته، دفتر دیکته، کلاسی پر از همکلاسی و دلهره...

how to become a famus blogger

۱۳۸۸ مهر ۱, چهارشنبه

i have a dream

۱۳۸۸ شهریور ۳۱, سه‌شنبه

تله تئاتر

سنگ را بسته‌ایم.
سگ میان مردم است.

۱۳۸۸ شهریور ۳۰, دوشنبه

... (ایرج جنتی عطایی)

تو به خود نگاه می‌کنی
آینه سیاه می‌کنی
پرده بر ترانه می‌کشی
پنجره تباه می‌کنی

من ستاره آه می‌کشم
دست روی ماه می‌کشم
نوازش نسیم می‌کنم
روی شب نگاه می‌کشم